تبليغاتX
๑۩۞۩๑ نفس هــــــــــای بی هدف ๑۩۞۩๑
๑۩۞۩๑ پرسه در خاک غریب پرسه ی بی انتهاست..... هم گریز غربتم زادگاه من کجاست ๑۩۞۩๑



๑۩۞۩๑ اگر که دلسوخته ای با تو غریبه نیستم ๑۩۞۩๑
بوی غربت می دهم اما غریبه نیستم
گر چه می دانم که من اندر غریبی زیستم
مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام
تا بفهمم عاقبت در جست و جوی کیستم
در عبور لحظه ها بر روی پای اشتیاق
لب شکست از خستگی اما چنان می ایستم
دست بادی برگ های سبز عمرم را ربود
گر چه اینجا هستم اما در حقیقت نیستم
رو به روی آینه شب تا سحر غم می خورم
تا بدانم عاقبت سایه ی گمگشته ی کیستم؟!

موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 31 مرداد1387 و ساعت 3:13 بعد از ظهر توسط ๑۩۞۩๑ REZ@ ๑۩۞۩๑ |