جهان مکان تاراج است،چنين مي گويند بي خبران رعيت،در چنين دنياي بي نوا و اجنبي ارباب است و سرور،در حالي که خداوند ما را برابر آفريد.هيچ انساني را بر ديگري مزيتي نيست نه پست تر و نه برتر،همگي چون گياهاني بي گناه متولد شده ايم،نه از دامان دروغ شير نوشيده ايم ونه در خانه ي ريا نان خورده ايم .پس چه شد که ظلم بر ما چيره شد؟! ما هم شهامتش را داريم و هم صداقتش را تا در برابر بيداد با قامتي راست بايستيم. .....و زندگي در گذر است با خنده ها و گريه هاي اندوهبار،با انسانهايي با قلبهاي سپيد و نوراني و با آدمهايي کور باطن و سياهدل.در پس هر شب تاريک روشنايي صبح خواهد آمد و اين حقيقتي است که از ياد رفته ست همگی ما زاده یک مادریم و خلقتی برابر داریم